۱۳۹۴ بهمن ۱۹, دوشنبه

ایران - زنان - اعدام ريحانه، «ننگ خونين» در «هزار لايه دسيسه»(قسمت سوم)

ریحانه جباری
ریحانه جباری 
اعدامهایی که در زمان شاه اعدام روحانی صورت گرفته است، بیش از هر زمان دیگری است و این خود گویای این حقیقت است که ادامه کشتار و اعدام زندانیان، بازتاب خشم و نفرت مردمی است به جان آمده، و بازتاب عملکرد رژیمی است که به‌شدت خود را از جانب توده‌های مردم در معرض تهدید وسرنگونی  می‌بیند.
رژیم آخوندی با سرکوب عریان به قصد گریز از خطری که از جانب مردم و مقاومت مردم ایران، او را تهدید می‌کند، خود را به آب و آتش می‌زند تا چند صباحی هم که شده از آتش خشم مردم بگریزد.
طنابهای دار نه تنها گلوها را نبسته بلکه خروشهای مردمی و مقاومت زندانیان اوج بیشتری نیز پیدا کرده است. و زنگ خطر سقوط را بیخ گوش نظام طنین‌انداز می‌کند. و به‌طور قطع این نظام آخوندی را به گورستان تاریخ خواهند سپرد.
البته سکوت و بی‌عملی جامعه جهانی در مقابل مجازاتهای ضدانسانی و اعدامهای جمعی و خودسرانه در ایران، خامنه ای وروحانی جلاد ونظام خبیثش را در ادامه این سیاست‌ها تشویق کرده این رژیم قرون‌وسطایی به‌خاطر جنایت علیه بشریت باید از جامعه ملل طرد و پرونده جنایاتش به شورای امنیت احاله شود. سردمداران این رژیم که ننگ بشریت معاصر هستند، باید در مقابل عدالت قرار گیرند.
نوشته زیر به قلم شاعر و نویسنده مقاومت ایران کاظم مصطفوی گذری است کوتاه و موشکافانه بر خاطرات ریحانه جباری، دختر قهرمانی که تک و تنها و به قیمت جان در مقابل خواست دستگاه وزارتی و قضاوتی رژیم آخوندی برای همکاری ایستاد
و به جرم دفاع از خود، بیگناه و معصوم به پای چوبه دار رفت. اما خون او گواهی شد جاودانه بر شگردهای کثیف و قساوت رژیمی که همواره قربانی را به جای دژخیم به مسلخ می برد.
 این نوشته در چند قسمت در سایت کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت منتشر می شود. قسمت سوم:

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر