![]() |
| مجاهد شهید فرمانده ژیلا طلوع وزنان رزمنده ارتش آزادیبخش ملی ایران |
تقدیم به زنان میهنم ایران - به مناسبت 8 مارس
خنکاي مرهمي تو،
به دل شکسته پيوند
تو و ناب قلب انسان،
من و حسرتي شک آلود
تو و تنگي از سپيده،
من و ميهني شب آکند
تو و «ميتوان
و بايد»، من و اين «نبايد آباد «
همه سو، شيوع نفرت،
همه جا، رواج بيداد
من و غصههاي کهنه،
تو و قصههاي خورشيد
من و رو به هيچ
ديروز، تو و دعوتي به اميد
***
به چه معجزه نشستي؟!
تو خود خود جوابي
تو کليد فتح اين
قفل، تو به خود، خودت حجابي
به در سحر بزن
مشت که پر از جواب نور است
سخن از هميشه باور،
به رسيدن و عبور است
همه فصلهاي شبکيش
فوران تازيانه
کلمات «ناتواني»
همه، نسخه بهانه
***
چه به سوز اشک
پنهان؟ چه به شکوههاي غمزاد؟
چه به چشمهاي
بر در؟ چه به کوچههاي معتاد؟
چه بگويم؟ چه بگويم؟
چه به دختران که
رفتند، به حراج فصل تاراج؟
چه به مادران گريه؟
چه به کودکان بر باد؟
چه بگويم؟ چه بگويم؟
***
بگو از يقين تازه،
بگو از شکوه انسان
بگو از طراوت عشق،
به بلوغ سبز باران
...
نگو از سپيده کشتن،
نگو از چراغ مرگي
نگو از مهابت مرگ،
نگو از فسرده برگي
هله از «گذشته
«بگذر! به طلوعها سفر کن!
به «هنوز» پشت
پا زن! به شروعها سفر کن!
***
وطنم شکسته ديري،
سر پا شدن ندارد
تو بيا که پاشوم
من
به کبوتر دو دستت
که زلال مهربانيست
تو بيا رها شوم
من
***
به چه معجزه نشستي؟!
تو خود خود جوابي
تو کليد فتح اين
قفل، تو به خود، خودت حجابي
به در سحر بزن
مشت که پر از جواب نور است
سخن از هميشه باور،
به رسيدن و عبور است.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر